سُل فیلارمونیک آنسامبل موسیقی سل - بهمن مه آبادی
   
لیبس‌لاید (17) مه آبادی و باخ (16) - يوهان سباستين باخ  سونات‌ها و پارتيتاها اُورا (15) طلوع رنگها (14) توت فرنگی (13) سیب (12) فراسو (11) آوای صلح (10) آسمانی (9) ستایش (8) مینیاتور (7) در آفرینش (6) نیایش (5) شادی (4) زمستان (3) پاییز (2) تابستان (1)

 

توت فرنگي

تولد توت فرنگي سيزدهمين آلبوم آنسامبل سل، شادي را تداعي مي‌كند؛ موسيقي در ترنم خود، انسان را به شادي فرا مي‌خواند و او را وا مي‌دارد تا جنبشي تازه را در خود متولد كند و يكبار ديگر براي تلاشي نو، سر از پا نشناسد؛

اميد، زيبايي را جلوه‌گر مي‌سازد و زيبايي، شيفتگي نهاني بشر را در دستيابي بدآنچه بايد عينيت مي‌بخشد و اين البته پيغام سل است: اميدوار، شاداب، مصمم، عاشق و شيفته با گام‌هاي استوار پيش به سوي آرماني شهر انديشه‌هاي نيك. بذر اندرون آدمي، گويي با شادي و اميد شكوفان مي‌شود و لذت غريب تنهايي، در پيله سخت و شفاف، جاويدان به رشد خود ادامه مي‌دهد؛

 باران، توتستان دلربا را با آواز كبريايي خود به همراه عطر بوته‌هاي كوچك با برگ‌هاي درشت و ساقه‌هاي باريك خزنده از ريشه‌هاي پرقدرت پاك، با رقص عروسك‌هاي پولديني همراه مي‌كند و هنرمند جوشش درونش را به سكون مبدل مي‌سازد تا در اصوات، تصوير روح گداخته خود را به نمايش بگذارد؛ خلاقيت، موهبتي آسماني است و هنرمند، اسطوره رنج بي‌بديل نگاه، ادراك و تولد.

 هر نغمه در پالايش از دهليزهاي تواندرتو مي‌گذرد و آنگاه سد زمان را پشت سر مي‌گذرد تا در ملكوت هم شنيده شود؛ زيبايي بي‌رحم است و نهايت مغرور، و تو دل رحمي اگر چه مغرور؛ درك زيبايي به عمري ممارست نيازمند است به روزها و هفته‌هاي رياضت، كه به ماه‌ها و ساليان بي‌شمار مي‌انجامد؛ و آنگاه تو ديگر هيچ نيستي جز خادمي براي او؛ و اين، تازه، زماني است كه در مي‌يابي تنها راز شايسته بيان، هنوز ناگفته مانده است؛ هر كردار، تو را به سوي گفتاري تازه رهنمون مي‌شود؛ اما تو همچنان ناگفته مي‌ماني؛ رمز و راز هنر در بيان نهفته است و بيان، فرهيختگي را طلب مي‌كند؛

 لاجرم موسيقي در بالاترين قله اين كهكشان قرار مي‌گيرد و شيفتگي، آن را همچون توت فرنگي، رنگ سرخ شادمانه زندگي مي‌زند؛ ما در هنر، بودن خود را معنا مي‌كنيم و بي‌ادعا، بر سر خوان رنگين آن به تماشا مي‌نشينيم؛ سختي‌ها را به جان مي‌خريم و با تمام توان از ابتذال مي‌گريزيم؛ لذت را نه در بي‌فكري كه در انديشه پي مي‌گرديم و با تمام وجود برآنيم تا به مدد معجزه هنر، گرداب زندگي را پلي بزنيم تا از آن به سلامت بگذريم؛ تاريكي درون را با فضيلت و عشق به روشني مبدل سازيم و از شادابي توت فرنگي‌ها در اين آغازين تولد سيزدهمين الهام بگيريم تا گوش‌هاي خود را در ميهماني آواهاي تاريخي موسيقي، با جان‌هاي شيفته پيوند زنيم و راه به سوي قله‌هاي مرتفع بريم تا به درك معرفت نزديك شويم؛ اين دفتر مملو از مهر و نگاه توست به همراه نغمه‌هاي هستي، دل به ما بسپار و گوش فرا دار.

بهمن مه آبادي
زمستان 90

نمونه شنیداری

یوهانس برامس رقص مجار شماره 2
ادوارد پولدینی رقص عروسکی
فرانتس شوبرت آندانته کُن موتو از پیانو تریو اپوس 100
گابریل فوره پاوان اپوس 50
لودویک فُن بتهوون آندانته از کوینتت اپوس 16
گابریل ماری سن کانتین
ولفگانگ آمادئوس موزار لارگتو از کنسرتو شماره 26، ک 537
میشل مک لین چارداش
پیتر ایلیچ چایکوفسکی آواز غمگین اپوس 40، شماره 2
دیمیتری شوستاکوویچ رمانس از خرمگس
پیتر ایلیچ چایکوفسکی رقص ناپلی
آنتونین دوژاک هومورسک اپوس 101
کارل ماریا فون وبر آندانته کن موتو از پیانو سونات اپوس 49
 
لیبس‌لاید (17) مه آبادی و باخ (16) - يوهان سباستين باخ  سونات‌ها و پارتيتاها اُورا (15) طلوع رنگها (14) توت فرنگی (13) سیب (12) فراسو (11) آوای صلح (10) آسمانی (9) ستایش (8) مینیاتور (7) در آفرینش (6) نیایش (5) شادی (4) زمستان (3) پاییز (2) تابستان (1)
 
كليه حقوق معنوي و مادي اين سايت متعلق به شخص بهمن مه آبادي است و هرگونه سوء استفاده از آن پيگرد قانوني دارد؛ استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع آزاد است. (۱۳۹۷)